تبليغاتX
!!!!!نوشته های یه امیرحسین
شبكه هوشمند!!!

سلام،
حالتون چه طوره؟
منم خوبم به لطف شما!
اين داستاني كه ميخوام بگم بهونه اي شد براي آپ امروز!!
دو سه هفته پيش كه از دانشگاه اومدم خونه، ديدم مامانم چپ چپ نگام ميكنه
.منم به رو خودم نيووردمو رفتم تو اتاق . ديدم مامان اومده دم درو داره باز چش غره ميره،

مامان: چيزي نميخواي به من بگي؟؟  
من:نه مثلا چي؟ !
مامان:يه ساعت پيش يه خانمه زنگ زد!!
من:خب كه چي؟!
مامان: گفت با تو كار داره!!بهش گفتم كه نيستي،گفتم اگه كاري داره بگه تا من بهت بگم! اونم گفت كه كار خصوصي داره حتما بايد به خودت بگه،گفتش دوباره بعدا تماس ميگيره باهات.چه صداي نازي هم داشت!! بگو ببينم كي بوده؟!

من:با من كار داشت ؟!كي بود خب؟ميپرسيدي ازش....
مامان:پرسيدم اما نگفت!

سريع رفتم شمارشو از تو تلفن نگاه كردم ببينم كيه،ديدم با 2261 شروع ميشه،هر چي فكر كردم كسي به ذهنم نرسيد،گفتم زنگ بزنم ببينم كي بوده.هر چي زنگ زدم اشغال بود.
فرداي اونروز داشتم آشپزي ميكردم (خواستم بگم كه آشپزي هم بلدم
) كه تلفن زنگ زد،حواسم به شمارش نبود،ديدم يه خانوم مهربون منو صدا ميكنه.
خانومه:سلام،منزل آقاي موسويييييي؟!
(با عشوه بخونيد)
من: سلام بعلهههههههه(حالا جو گيرم شدم!!
)
خانومه: با آقا امير حسين كار داشتم!!!

من:خودم هستم(يه نگاه به شمارش كردم تازه دوزاريم افتاد كه كيه !
)
خانومه:من از شركت شاتل مزاحم ميشم از اونجايي كه شما مصرفه شبكه هوشمندتون زياده تو قرعه كشي ما برنده 20ساعت اينترنت شديد!!
من: جدا؟!
(هم ناراحت شدم هم خوشحال،خوشحال شدم كه بيست ساعت اينترنت بردم،ناراحت شدم چون...چون...ولش كن حالا مهم نيست ! )
خانومه:بله،يوزر و پس رو يادداشت ميكنيد؟!
من: بله چرا كه نه،يه چند لحظه من خودكار پيدا كنم!(كيف دادشم مثل هميشه تو اتاق ولو بود،همه جاشو بهم ريختم تا يه خودكار پيدا كردم،حالا مامان هم داره نگام ميكنه و از هول شدن من تعجب ميكنه،تازه يادش ميفته كه ديروزش چه خبر بوده
)
من:بله،بفرماييد...
خانومه:يادداشت كنيد......
من:لطف كردين،خداحافظ.
مامان:كي بود ؟

من:چيزه...(آخه داشتم يوزر و پس رو چك ميكردم)
مامان:همون دختر ديروزيه بود نه؟!

من: آره...
مامان:چه پورو! !زهرمارو آره! ا ين چيه تو دست؟!واي شماره خونشو داده نه؟! (بعدا فهميدم به اون شماره زنگ زده،يكي گفته شركت شاتل بفرماييد،اين مامان ما هم فكر كرده كه دختره از محل كار با من تماس گرفته!! )
من: نه بابا،دختره كيه،برنده شدم،20ساعت اينترنت بهم دادان...
مامان:غلط كردي،دوروغ گو،پسر جون فك نكن با اين حرفا ميتوني گولم بزني
  ....
انقد براش دليلو مدرك اوردم تا يه ذره باور كرد،ولي بازم شك داشت.تا ديروز...
مامان:دوباره شاتل جون زنگ زد!!
زنگ بزن ببين چي كارت داره!
من:اگه كار داشته باشه خودش دوباره زنگ ميزنه!!
(شوخي كردم خب،چه ميدونستم جدي ميگه! )
يهو تلفن زنگ زد،دوباره همون خانومه بود.
خانومه:سلام،منزل آقاي موسوي؟با آقاي اميرحسين كار داشتم،...شما برنده 20ساعت اينترنت شدي...
من:سلام...بله...خودم هستم...بله...بله...ممنون،لطف كرديد....(اين دفعه گذاشتم رو اسپيكر تا مامان هم بشنوه و بعدا گير نده)
با اينكه مامان بازم بهم شك داره ولي خب اوضاع از قبل بهتر شده...اينجوري به نفع منم شد...
يادشون افتاد كه يواش يواش ديگه بايد آستيناشونو بزنن بالا... برن دستاشونو بشورن بيان ناهار بخوريم ... (همون كه خودت فهميدي... )
اينطوري بود كه به خاطر كارمنداي خوبه
شاتل دوبار مرگو با چشام ديدم،جالب اينجاست كه هر دوبار اسمم تو برنده هايه سايت نبود!!! اصلا دفعه دوم خيلي كمتر از هوشمنده شاتل استفاده كرده بودم،اصلا يه ماه نشده بود!!!(آخه بايد در عرض يه ماه حداقل 20ساعت از هوشمند استفاده كني،تا تو قرعه كشي شركت كني)
شايد اون خانمه از من خوشش اومده...
روش نشده بهم بگه خواسته اينطوري نمك گير كرده باشه...
پسر به اين خوش تيپي...نازي...

تازه بعد از اين 20ساعت ميخوام از هوشمنده رسپينا استفاده كنم... ميگن هر هفته 2تا آيفون ميده...
تازه ميگن كارمنداشون هم بهترن....

همين ديگه،من برم ،الان عمو سهيل خفم ميكنه حالا خوب شد گفت 4 صفحه ننويسياااا.....

خداحافظ


پ.ن1:برا اين پست يه آهنگ آماده كرده بودم كه هر كاري كردم نتونستم اجراش كنم...
تو پست بعدي حتما ميزارمش...

پ.ن2:شما شركت ديگه اي نميشناسيد كه جايزه بده،البته از جايزه مهمتر كارمنداشن!

پ.ن3:شوخي كردما،جدي نگيريد!

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/17ساعت 9:0  توسط امیر حسین  |