تبليغاتX
!!!!!نوشته های یه امیرحسین
عنوانش اين بود: منو وبلاگ نويسي؟!؟

سلام عليكم

حالتون چه طوره؟منم خوبم،به لطفه شما!

واقعا از همه ممنونم كه تنهام نگذاشتيد، نميدونم چه جوري تشكر كنم،مخصوصا از نگار خانوم كه خواهري رو در حقم تموم كردن.ايشالا جبران كنم .

 

به قول عمو سهيل چند وقت بعد كه يه كوچولو حرفه ايتر شدم،اين پستاي اول خيلي خاطره انگيز ميشه،پس اينجا از همه تشكر ميكنم تا بعدها يادم نره كه يه روزي چه ق د ناشي بودموبدون كمك دوستام امكان نداشت كه بتونم بنويسم.

 

آره اين دنياي مجازي خيلي عجيبو جالبه.جالبيش اينكه همه مينويسن تا حرفاشونو، خوشيهاشونو، درداشونو با هم به اشتراك بزارن،عجيب اينكه بيشتر اوقات بدون اينكه كسي كس ديگه رو بشناسه بهش كمك ميكنه و انقد با هم مهربونن، شايد تو دنياي واقعي اينجوري نباشه، برا من كه خيلي صادقه چون با ظاهر و سرو وضم كمتر كسي به خودش جرات ميده كه بهم نزديك شه، خب من چي كار كنم كه قيافم خيلي مثبته؟(ميدونيد كه چه جور مثبتي رو ميگم) ولي انقده خوبم كه نگو!!!

 

ول كنيم اين حرفا رو! در مورد خودم بگم كه الانو نگاه نكنيد كه چرتو پرت مينويسم يه روزايي بود كه انقد خوب مينوشتم همه فك ميكردن كه نويسنده بشم،ولي انقد اين معلماي انشاو ادبياتو ... تو دوران دبيرستان تو ذوقم زدن كه چرا اينجوري مينويسي، چرا اونجوري مينويسي، چرا شكسته مينويسي، چرا رسمي نمينويسيو.....منم ذوقم كور شد.

 يه بار هم پارسال بود كه در مورد رپ فارسي،جامعه،نقشش و اينكه آيا ميتونه اثر مثبتي هم داشته باشه يا نه يه مقاله 4 صفحه اي نوشتم برا يه هفته نامه بردم،يكي از كارمنداي اونجا(شايدم آبدارچيش بود!!)بعد از كلي برانداز كردن مسخرم كردو گفت پسرم بد نيستا،ولي بايد بيشتر تلاش كنيو از اين حرفا..... يك ماه پيش به طور خيلي اتفاقي اون مجله رو خريدم....رسيدم به قسمت فرهنگ و هنر.....بقيشم كه ميتونيد حدس بزنيد!!! عينه مقاله من به نامه يكي ديگه چاپ شده بود، خواستم برم شكايت كنم كه بنا به دلايلي بيخيال شدم.

 البته بگما يه جورايي بهم اعتماد به نفس داد كه بيام اينجا بنويسم.

 

اينجا دارم تمام تلاشمو ميكنم كه بتونم دوباره خودمو پيدا كنم، به وبهاتون هم ميام،........(مسيج اومد، يادم رفت چي ميخواستم بگم!! آخه من عادت ندارم پاك كنمو جمله بسازم)

ميدونم زياد نوشتم،تحمل كنيد درست ميشه!

فيلا خداحافظ

 روزاي خوبي داشته باشيد.

 
2 نوشته شده در  جمعه 1387/02/13ساعت 9:51  توسط امیر حسین  |